نوشتهشده در دسامبر 10, 2025دسامبر 10, 2025بی هوا دیدم تو را… این بی هوایی از نفس بالاتر است پویان گیلانی
نوشتهشده در دسامبر 6, 2025دسامبر 6, 2025گاهی چیزی در گلویت گیر میکند که نه پایین میرود و نه بالا میآید مثلا تیغ ماهی و گاهی هم آدم پویان گیلانی
نوشتهشده در نوامبر 29, 2025نوامبر 29, 2025گفت: خیلی آدم حقیری هستی! گفتم: اوج گرفتم، دور شدم؛ اندکم میبین پویان گیلانی
نوشتهشده در نوامبر 26, 2025نوامبر 26, 2025لغت سخت زنان چشمانشان میباشد، چونکه با دقت به زیرش با مداد خط میکشند پویان گیلانی
نوشتهشده در نوامبر 20, 2025نوامبر 20, 2025گفته بودی تن من امنترین جای زمین است! پس چرا هر کسی بو بکشد پیراهنت میمیرد؟! پویان گیلانی
نوشتهشده در نوامبر 19, 2025نوامبر 19, 2025این سجاده مُهر ندارد، سر بر زانویم بگذار. این نماز تسبیح ندارد، انگشتم را بگیر دانه به دانه پویان گیلانی
نوشتهشده در نوامبر 19, 2025نوامبر 19, 2025بلدم گیس ببافم، بلدی باز کنی؟ بلدم عشوه بیایم، بلدی ناز کنی؟ پویان گیلانی
نوشتهشده در نوامبر 19, 2025نوامبر 19, 2025گفت: تو چرا هر عید برایم گلسر میگیری؟ گفتم: موی تو جانِ من است، تا نروی یکسره بر باد دهی پویان گیلانی